دوست نداشتم زیاد از دل و با دل بنویسم چرا که دل و عقل هر دو بال پرواز هستند و با یک بال هم پرواز غیر ممکن، امّا چه کنم که اگر ننویسم بی انصافی است و برای دلم نیز جوابی نخواهم داشت. در ایام محرم چند بار دلم برای امام رضا(ع) تــنــگ شد ولی خوب فرصت نشد تا عقده ی دل باز کنم. یک بــنـده خدایـی می گفت وقتی که استـــان خراســان را به سه قسمت تقسیم کردند مردم دو استان جدید که دیگر کـــــوی دوست در استانشان قرار نداشت دلــی شکسته داشتند و معترض بودند. دلشان نمی خواست حتی اسما هم از مولایشان جدا گردند و هنوز خود را متصل به امـام رضا(ع) می دانند و دلهایشان مرزبندی های روزگار را نــــپذیرفته است و نخواهد پذیرفت. خیلی ها به این محبت دچار هستند و نه تنها در آن سرزمین ها بلکه در کل ایران. اگر آدم در دل کمی فکر کند می بیند که واقعا اگر روزی مرزهای دنیایی آدم را از کـــوی مولا و امامش جدا نمایند، دلش همیشه خود را متصل به این آقـا می داند و دلش همچنان زائر کـــوی دوست است حتی از راه دور البته باز هم از نوع مادییش. خدایا شکرت که محبت فرزندان ام ابیـها(س) را در دل ما قرار دادی. خدایا این محبت را روز افزون و همراه معرفت نما. ان شاالله که محبت و معرفت امام زمان(ع) روزییمان گردد و از منتظران راستین او باشیم. خدایا ظهورش را...

اگه تو هم دلتنگ مولا و امام رئوفمان هستی، اگه خیلی وقت است که زیارت نرفتی، اگر درد دلی داری، اگه دوستش داری(که حتما داری)، توصیه می کنم وضویی بساز و دل را روانه ی کویش نما. اگه دنبال بهانه هم می گردی تا عقده ی دل باز کنی، پیشنهاد می کنم این فیلم را ببین:
یک بار دیگر هم عاشورا گذشت و خدا را شکر که یک بار دیگر در بین عاشقان امام حسین(ع) و مسافران کشتی نجات او دمی را گذراندیم. امروز روز شهادت آخرین یار کاروان امام حسین(ع)، تکمیل کننده ی قیام امام حسین(ع)، فرزند عزیزشان، امام سجاد(ع) است. این شهادت را خدمت رسول الله(ص) و فرزند غریبشان، امام زمان (عج) و تمام محبان این خاندان تسلیت می گویم. در روایات زیادی است که امام سجاد(ع) چه روزگاری را بعد از واقعه ی عاشورا و کربلا گذراندند. جدای از تکمیل حرکت امام حسین(ع)، حالات خاصی هم درباره ی عزاداری و سوگواری مولا داشته اند. نقل است با دیدن ظرف آبی...، با دیدن طفلی در آغوش مادر... و هر چه که یاد آور آن روزها بود به سختی منقلب می گشتند. نمی دانم چه دردی را امام(ع) در سینه داشتند! هر چه باشد ناظر بوده اند، شاهد کربلا.
درد و غـــم با دل من یار شده شاهدم دیده ی خون بار شده
غــم طبـیـب تـن تـب دارم بود آتــش خـیــمه پرستــارم بــــود
تــن سوزان مــن، آتـش و دود بـــر دل عمه ی مــن داغ افــزود
خود چه گویم چه آمد به سرم نـــــرود خـــاطـــره ها از نــظــرم
یــک گلستــان گل پـرپـر دیـدم داغ یــــــــــاران مطـــــهر دیـــدم
بــــه خدا غــیر سرشک بـصرم کـــس نــزد آب به ســوز جـگرم
زیــن سفــر رنــج فـراوان دیـدم کـوفـه و گـوشـه ی ویران دیــدم
کـوفه و سنگ جفا، زخـم زبـان صـــوت قرآن پـــدر نوک ..........


یـابن الزهرا ریـــشه کرده، عشــق تـــو در تــار و پــــودم
آتـش غــم شعله ور شـد، از نگاهت در وجودم
ای حسین جان خون ز رویـت، من به اشک دیده شویم
از نــوک نـی کــن نـظاره، راز دل بـا تـو بـگویـم

دلم نمی یاد به سادگی از کربلای مولا و زیارتش حتی اگر قابل نباشم، بگذرم. برای همین دوباره اگر آروزی کربلا را در دل داریم، وضویی ساز و دل را راهی کعبه ی دلها نما. ان شاالله که زیارت از نزدیک روزییمان گردد. برای زیارت از راه دور آماده باش و بر روی کربلا کیلیک نما.
در روایت است: هر گاه امام حسین(ع) خدمت پیامبر اکرم(ص) می رسیدند، پیامبر(ص) ایشان را به سوی خود می کشیدند، آنگاه به امیرالمومنین می فرمودند: او را نگاه دار، و خم می شدند و ایشان را می بوسیدند و می گریستند. امام حسین(ع) می گفتند: ای پدر! چرا گریه می کنید؟ می گفتند: ای فرزندم! جای شمشیرها را در بدن تو می بوسم و گریه می کنم. گفت: ای پدر! من کشته می شوم؟ فرمودند: بلی. سوگند به خدای که تو و پدرت و برادرت کشته می شوید. گفت: ای پدر! جایی که کشته می شویم، جداست؟ فرمودند: آری ای فرزندم. گفت: پس از امت تو که ما را زیارت می کند؟ فرمودند: زیارت نمی کند مرا و پدرت و برادرت و تو را مگر صدیقان از امت من.

ان شاالله که ما هم از صدیقان امت پیامبر(ص) باشیم. شاید حالا که روزییمان نشد که با جسم به زیارتش رویم، قسمتمان زیارتش از راه دور گردد. وضویی بسازید و دل را راهی سرزمین عشق گردانید. نیت زیارت کنید، دل را متوجه نمایید و اذن دخولی بخوانید. ان شاالله که مولا راهمان دهند. اگر زائر کربلایی آماده باش و بر روی کربلا با امید زیارت کیلیک نما.
جمعه ای دیگر هم بدون ظهورش گذشت. جمعه ای که می توان صدای" هل من ناصر ینصرنی " امام حسین(ع) را بیشتر از همیشه در آن شنید و نه این بار برای خود که برای فرزندشان. خدایا گوش هایی شنوا، دلهایی بیدار و توانی برای یاری فرزندش به ما عطا نما. این شعر از دل سروده های برادر بزرگوارم حسن آقا است که در وبلاگ از خاک عشق... می نویسند:
...
می نویسم
برای تو می نویسم
زیرا تویی آنچه دارم و آنکه مرا به عرش رسانده است.
برای تو می نویسم
زیرا جز تو کیست که بخواند نوشته های فقط نوشته ی مرا!؟
می نویسم
می نویسم برای تو
زیرا تو عشق را به من هدیه داده ای
و مرا در هجر و غم و دورییت وانهاده ای
و مجنون رهایم کرده ای
می نویسم
می نویسم برای تو
که لایق تمام سطرهای کتاب عشقی
و تمامی من تنها یک نقطه از سه نقطه ی عشق است
و جز تو کیست که بخواند
تمام سه نقطه های مرا!؟
...
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
![]()
شب جمعه، شب توبه و رحمت، در راه است. شبی که بندگان خدا به امید مغفرتش با او راز و نیازی دارند. حتما شما هم شنیدید: کسی که در ماه رمضان(خصوصا شبهای قدر) نتوانسته باشد طلب مغفرت کند و توبه نماید، فقط در روز عرفه امکان دارد که خداوند از او بگذرد و او را هم بپذیرد. اما حالا چه کنیم اگر که توفیق حضور در عرفه را نداشته ایم! یعنی خدا ما را راه نمی دهند!؟ از کرم و رحمت خدا دور است. ما حب بهترین بندگانش را در دل داریم، حب خودش را، مگر می شود که ما را نبخشد؟! یک روایتی از امام رضا(ع) دیدم که بد نیست بخشی از آن روایت را این جا هم بنویسم تا قدر این ایام را ان شاالله بیشتر بدانیم. امام رضا(ع) فرموده اند:ای پسر شبیب! اگر بر حسین(ع) بگریی، چندان که اشک تو بر دو گونه ات روان گردد، خدای تعالی هر گناهی که کرده باشی بیامرزد، خرد یا بزرگ، اندک یا بسیار. ای پسر شبیب! اگر خشنود می کند تو را که خدای تعالی را ملاقات کنی در حالی که گناهی بر تو نباشد، حسین(ع) را زیارت کن.

در ادامه ی نوشته های دیروز، امروز هم ان شاالله چند شباهت از شباهت های امام زمان(عج) به امام حسین(ع) را از کتاب مکیال المکارم خواهم نوشت:
√ آرزوی این که کاش روز عاشورا بودم و تصمیم به یاری کردن آن حضرت را داشتن، ثواب شهید شدن با آن امام را دارد و همچنین آرزوی بودن با امام زمان(عج) در زمان ظهور و قصد یاری کردن آن حضرت و جهاد با دشمنان در رکابش، ثواب شهادت را دارد.
√ مصیبت هر دو امام سخت ترین مصیبتهاست.( مصیبت امام حسین(ع) که بر همگان روشن و مصیبت مولایمان طولانی بودن دوران غیبت و محنت شدید ایشان است.)
√ امام حسین(ع) ترسان از مدینه بیرون رفتند(فدای غربت عزیز پیامبر(ص) گردم) و در مکه نزول کردند، سپس به سوی کوفه حرکت نمودند. حضرت حجت(عج) نیز نظیر همین برایشان اتفاق خواهد افتاد.( فدای غربت عترت رسول الله(ص) شوم.)

در کتاب مکیال المکارم(نوشته مرحوم آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی) بخشی است که در مورد شباهت امام زمان(عج) با دیگر انبیا و امامان نوشته شده است. بی مناسب ندیدم که در این ایام محرم، گوشه ای از شباهت های امام زمان(عج) را به حضرت سیدالشهدا(ع) در دو بخش برای شما بنویسم:
√ شدت اهتمام در یاد کردن آن بزرگواران در قرآن کریم و سنت پیغمبران و کتاب های آسمانی.
√ اهتمام پیغمبران گذشته به گریستن برای امام حسین(ع) و بر پا نمودن مجالس سوگواری و مرثیه پیش از شهادت(و حتی تولد) امام حسین(ع)، که نظیر اهتمام امامان گذشته است در دعا کردن برای فرج مولی حجة بن الحسن(عج) و طلب ظهور آن بزرگوار پیش از وقوع غیبت.
√ شدت اهتمام هر دو امام در امر به معروف و نهی از منکر، چنان که سالار شهیدان(ع) تقیه نکردند و همچنین امام عصر(عج) نیز این گونه عمل خواهند کرد.
√ نبودن بیعت طاغوت زمان بر هر دو امام.

از امشب دیگر بوی محرم را می توان احساس کرد، حتی اگر گیرنده ای ضعیف داشته باشیم. اما من فکر می کنم حیف از این فرصت هاست که از دست دهیم و بخواهیم فقط آنها را از ظواهر تشخیص بدهیم( البته نشانه ها برای گم نکردن راه سازنده است). این فرصت ها و نعمت ها را خداوند برای خودشناسی و خودسازی بندگانش قرار داده است و برای این امر عزیزترین بندگانش را به سخت ترین راهها امتحان کرده است(البته امتحان برای ما انسان های عادی لفظ مناسبی است)، که ما آنها را ببینیم و الگوی خویش سازیم و سعی کنیم از آنان رنگی بگیریم( اگر که نمی توانیم آب دریا را بکشیم باید به قدر تشنگی از آن بچشیم). ان شاالله که خداوند در این روزها توفیق فهمیدن کمی از این وقایع و نتایج آن را روزییمان گردانند.

در مورد مطلب دیروز و دلیل عقلی(البته باز هم از کتاب مکیال المکارم) برای این که در این ایام باید شاید بیش از همیشه در انتظار او بود و برای تعجیل در فرجش دعا کرد. یکی از کارهای صاحب الزمان(عج) در بعد از ظهورشان، گرفتن انتقام از ظالمان به حق امام حسین(ع) است. از طرف دیگر یکی از راههای یاری امام زمان(عج)، دعا برای ایشان و تعجیل در فرجشان است. پس با دانستن این دو نکته، در این ایام که بیشتر به یاد مصیبت های امام حسین(ع) هستیم شایسته است که به یاد زنده کننده ی راه آن امام(ع) و احیا کننده ی خون آن بزرگوار و اهل بیتشان نیز باشیم و کمر همت به یاری ایشان در این راه با دعا کردن برای تعجیل در فرجشان ببندیم.
شاید در این روزهای غیبت مولایمان(عج)، معنی رمز" کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا " را بشود بهتر از همیشه فهمید. روزگار ما هم روزگار عاشوراست و خوشا به سعادت حسینیان در این روزگار. در این دوران شاید یزیدیان بیش از همیشه و شاید حتی در لباس یاران حسین(ع) دیده می شوند، اما عاشقان حسین(ع) و راهش نیز هستند و شاید پایدارتر از همیشه. در دوران ما عاشورا رنگ دیگری دارد و حسینیان هم. عاشورا به رنگ غیبت مولا و آقایمان(عج) است، و حسینیان در لباس منتظرانش هستند. و آرزوی من حسینی بودن و ماندن در این عاشورا و سرزمین هجران کربلاست. خدایا ما را در این دوران توفیق یاری فرزندش عطا نما و خدایا ما را از منتظران راستینش قرار ده. خدایا ظهورش را...

در کتاب مکیال المکارم، در بخش اوقات تاکید شده برای دعا در تعجیل فرج مولا(عج)، یکی از زمان های مناسب برای دعا در تعجیل فرج را بعد از ذکر مصیبت سید الشهدا نقل کرده است و سند آن را هم خوابی نقل کرده است که یکی از دوستان نویسنده دیده است( ان شاالله دلیل عقلی آن را هم فردا نقل خواهم کرد). این مرد بزرگوار امام زمان(عج) را در خواب می بیند و امام با چنین مضمونی به او می فرمایند: من برای مومنی که مصیبت جد شهیدم را یاد آور شود، سپس برای تعجیل فرج و تایید من دعا نماید، دعا می کنم.
طرف های ظهر پنج شنبه ، در دلهای منتظر و عاشق مولا(عج) شور و حال دیگر بر پا می شود. یک جور حس دلتنگی و درد هجران و فراق، یک جور نور امید دیرینه و شاید یک جور دلهره و ترس. ولی هر چی هست، حس دلنشینی است. خدایا انتظار راستین را در دل های ما برای همیشه قرار ده و خود راهنمای ما باش تا بتوانیم از عهده ی منتظر او بودن برآییم. خدایا معرفت و محبت او را در دلهای ما جاودان و روزافزون نما. خدایا ظهورش را...
اللهم عجل لولیک الفرج

دیشب داشتم به واقعه ی مباهله فکر می کردم. معمولا انسان ها در شرایط سخت زندگی دارایی های کم بهاتر را قربانی و فدا می کنند و چیز های عزیز تر و مهمتر را در انتها و بدترین شرایط. اما وقتی به جریان روز مباهله فکر می کنیم می بینیم که در سخت ترین شرایط به وجود آمده پیامبر(ص)، نه تنها عزیز ترین دارایی های خود که بلکه عزیز ترین دارایی دنیا و بهترین و محبوب ترین بندگان خدا را برای امتحان بزرگ به همراه می برند. و این دلیلی جز بر حقانیت و روشنی راه نخواهد داشت.( البته به قول قرآن برای افرادی که اهل تفکر باشند.) و این ماجرا برای اثبات حقانیت اسلام به تنهایی برای همیشه ی تاریخ کافیست.
امروز تصمیم دارم در پایان مطلب عشق، عشق را از نظر یک عاشق راستین و سالک کوی دوست، امام(ره)، برای شما نقل نمایم. ان شاالله که عشقش را بچشیم.
فرهادم و سوز عشق شیرین دارم
امیـــــــــد لقـاء یـــار دیــرین دارم
طاقت ز کفم برفت و ندانم چه کنم
یادش همه شب در دل غمگین دارم
آن روز کـه عـاشـق جـمالت گشتم
دیـوانـــه ی روی بـی مثـالـت گشتـم
دیدم نبود در دو جهان جز تو کسی
بـیـخـود شدم و غـرق کـمالت گشتم

امروز در ادامه ی داستان عشق از میوه ها و حاصل عشق سخن خواهم گفت.
√ عشق، حرکت آفرین و جهش زاست و کهالت و جمود و سکون را بر می دارد.
√ عشق، نورانیت، پویایی، حرارت، روشنی فکر و بصیرت به همراه دارد و تاریکی، تنگ نظری و تحجر را از بین خواهد برد.
√ عشق، عاشق را از خود بیرون برده، از محدودیت و تقید نجات می دهد، و صبغه ی معشوق به او می بخشد و وسعتش می دهد. از زندان شدن و حصار کشیدن به دور خود می رهاند و در یک جهان وسیع و میدان فراخی قرار می دهد.
√ عشق، نیرو آفرین و قدرت بخش است و انسان ها را چالاک می سازد.
√ عشق، الهام بخش، فیض دهنده و قهرمان ساز است.
√ عشق، قوای خفته را بیدار و استعدادهای بالقوه را به فعلیت می رساند. نیروهای بسته و مهار شده را آزادی می بخشد.
√ عشق، تصفیه گر روح، تزکیه دهنده ی جان و جلا دهنده ی ضمیر آدمی است.
√ عشق، تواضع، خوشرویی، شرح صدر، زیبا بینی، جذبه، مهر وفا، رحمت و رضا می دهد.
√ عشق، شبیه شدن اخلاقی و اوصافی عاشق به معشوق را همراه دارد.
√ عشق، درمانگر، بیدارگر، صعود بخش و تقرب آور است.
√ عشق، گرایش و کشش و کوشش و محبت را با هم داراست.
√ عشق، ... .
راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان بسپارند، هیچ چاره نسیت

امروز هم آمده ام تا از عشق بگویم، امروز که نه! بلکه باید هر روز از عشق گفت و گفت و گفت و باز هم کم خواهد بود. امروز در ادامه ی نوشته ی دیروز به نشانه های عشق حقیقی و مجازی خواهیم پرداخت. دیروز به اینجا رسیدیم که عشق مجازی پلیست برای رسیدن به عشق حقیقی و حالا در ادامه:
نشانه ها و تفاوت های عشق حقیقی و عشق مجازی چیست؟
در عشق حقیقی وصال معشوق، عشق را شدیدتر، سوزنده تر و حرکت و مجاهده را بیشتر می نماید. ولکن در عشق مجازی وصال به معشوق، میراننده ی عشق و سکون دهنده است، و به تدریج عشق را نابود و شاید به نفرت تبدیل نماید.
عشق حقیقی به موجودات مطلق و پایدار تعلق می گیرد، اما عشق مجازی به موجودات مقید و ناپایدار، یعنی در متعلق داشتن با هم فرق دارند.
عشق حقیقی لذت های روحانی و عقلی و عرفانی دارد و عشق مجازی لذت های حسی و وهمی و اعتباری.
عشق حقیقی اجتهاد، بصیرت، نورانیت دل، از خود گذشتگی و شیفتگی تا سر حد جان باختن، تقدس و معنویت دارد.ولی عشق مجازی توقف، کدورت دل، ظلمت جان و محدودیت فکر و در یک کلام علیل شدن به همراه دارد.
در عشق حقیقی عشق و معشوق همیشه باقیست، چرا که معشوق ابدی و جاودانی است. اما در عشق مجازی چون معشوق پدیده است و پدیده ها به مرگ محکوم و فنا پذیر هستند، عشق نیز به تبع معشوق می میرد و زوال تدریجی پیدا می کند.
در عشق مجازی، متعلق عشق، تبدیل پذیر و عوض شدنیست، ولیکن در عشق راستین، معشوق تغییر ناپذیر و جاودان و بدون جانشین است.
.jpg)
چند وقتیست که می خواهم از عشق بگویم. دیدم و به خودم گفتم حالا که همه دارند از عشق می گویند، چرا من نه؟! امّا وقتی خواستم بنویسم دیدم هیچی از این وادی نمی دانم و به قول معروف کار، کار من نیست. گذشت تا این که کتابی به دستم رسید که حرف هایش دلنشین و شبیه به ذهن من بود و از کسی بود که از این وادی می دانست و چشیده بود( و این را از نوشته هایش می شود فهمید). تصمیم گرفتم تا داستان عشق را از بیان او تعریف نمایم، اما نمی شد تا الآن که در موقعیتی خاص قرار گرفته ام توفیق نوشتن آن را یافتم. ان شاالله در سه نوشته از بیان او تعریف می نمایم. این مطالب را هم از کتاب ایشان، جمال عشق، برداشته ام. نویسنده ی این کتاب حجة الاسلام دکتر محمد جواد رودگر است که حرفهایشان را من دوست داشتم و ان شاالله که شما هم دوست داشته باشید:
عشق حقیقی و عشق مجازی چیست؟
عشق به هر چه که پایدار و ابدی و جاودانه است، عشق به کمالات و ارزش ها، عشق حقیقی است. و عشق به هر چه که ناپایدار و فنا پذیر و افول کننده است مجازی. عشق به مطلق ها حقیقی، و عشق به مقیدها مجازی است. عشق مجازی آن است که پل و گذرگاهی برای نیل و وصال به حقیقت باشد، و قنطره رسیدن به خداوند متعال قرار بگیرد، و انسان را از طبیعت جزئی و متغیر و هلاک شونده به ماوراء طبیعت و عالم غیب و الوهیت سیر و عروج دهد.
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم های دگر، غیر از غم عشقت رها کن
