دیروز عید بود اما یک بغضی از اول صبح توی گلویم بود که بسیار آزاد دهنده بود. سخت دلتنگ شده ام. دلتنگ امام، دلتنگ حق و دلتنگ خودم. دلتنگ تمام خوبی هایی که شاید این روزها کمتر دیده شود. دلتنگ تمام شهدا و دلتنگ آرزویی دیرینه... نمی دانم اما از وقتی که این جملات حضرت را خواندم بیشتر از موقع دلتنگ شدم، دلتنگ مولایم و دولت حقش و دلتنگ دولت موعود فرزندش:
پس از وفات پیامبر(ص) و بی وفایی یاران، به اطراف خود نگاه کرده، یاوری جز اهل بیت خود ندیدم،( که اگر مرا یاری کنند، کشته خواهند شد) پس به مرگ آنان رضایت ندادم. چشم پر از خار و خاشاک را ناچار فرو بستم، و با گلویی که استخوان شکسته در آن گیر کرده بود جام تلخ حوادث را نوشیدم و خشم خویش فرو خوردم و بر نوشیدن جام تلخ تر از گیاه حنظل، شکیبایی نمودم.(خطبه ۲۶)
تلخ تر و سخت تر از این هم ممکن است؟! نمی دانم، ولی امیدوارم و از خدا می خواهم که ما از یاران بی وفای فرزندش نباشیم و او را تنها نگذاریم.

این هفته هم باز باید چشیدن غروب تلخ جمعه را تجربه و مزه کنیم. خدایا دنیا در فراق او بی سر و سامان تر از همیشه است، پس به وعده ی حق خود جامه ی عمل پوشان.
بار دیگر هم توفیق داریم که عید غدیر را ببینیم، خدایا شکرت. روز شادی دلهاست و ان شاالله که دلی شاد و لبریز از عشق مولا داشته باشیم. امروز باید اول از همه به پیامبر اکرم(ص) تبریک بگوییم چون ایشان بیشتر از همه به مولا نزدیک بودند. امروز پیامبر(ص) دلشادند که دین پیروانشان را کامل می نمایند و وظیفه ی خود را به بهترین نحو تمام. خوشحال و مسرور هستند که خداوند بهترین کس را به جانشینی ایشان برگزیده است. کسی که در دامان خود پرورش داده اند و برای او بهترین پدر بوده اند، کسی که برادر ایشان بوده است و چه برادری! کسی که امانت دار جگر گوشه ی پیامبر(ص) است، کسی که بهترین بنده ی خداوند است، کسی که اولین مسلم بوده است و کسی که نزدیک ترین و بهترین بنده به خداوند و رسولش(ص) می باشد. پس یا رسول الله، تبریک این کمترین را هم قبول نمایید. بعد از ایشان باید به امام زمانمان(عج) تبریک بگوییم که امروز، روز ایشان است. روز مبعوث شدن دولت حق. آقا جانم ان شاالله که این روز بر شما مبارک باشد و ما دوباره شاهد ظهور دولت حق توسط شما باشیم. امروز، روز عیدی خواستن است. از خدا، از پیامبر(ص)، از حضرت زهرا(س)، از خود مولا علی(ع) و از تمام امامان، خصوصا جانشین ایشان، امام زمانمان(عج). پس نباید کوتاهی کرد و هر چه می خواهیم باید درخواست نماییم که حاجت روا خواهیم شد. دوست دارم دعا کنم و عیدی بخواهم: خدایا امروز عیدی ما تعجیل در فرج مولایمان قرار ده و به ما را از شیعیان راستین مولایمان حضرت علی(ع) و منتظران فرزندش قرار ده:
اللهم عجل لولیک الفرج
در روایت نقل شده است: روز عید غدیر خم که پیامبر(ص) فرمودند:"من کنتم مولاه فهذا علی مولاه" مردی از قبیله ی قریش پیش پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! گفتی شهادت به لااله الاالله بدهید و غیر خدا را نپرستید، قبول کردیم. گفتی به رسالت تو گواهی بدهیم، نماز بخوانیم، روزه بگیریم و زکات بدهیم، همه ی اینها را قبول کردیم، حالا می گویی از این جوان پیروی کنیم!؟ آیا این را از جانب خود می گویی یا به تو وحی شده است؟ پیامبر اکرم(ص) فرمودند: به آن خدایی که جز او نیست، این وحی اللهی است و من از جانب خود نمی گویم.

ای مردم! سوگند به خدا من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم مگر آن که پیش از آن خود، عمل کرده ام و از معصیتی شما را باز نمی دارم جز آن که پیش از آن، ترک گفته ام.(خطبه ۱۷۵)
اصحاب و یاران حضرت محمد(ص) که حافظان اسرار او می باشند، می دانند که من حتی برای یک لحظه هم مخالف فرمان خدا و رسول او نبودم، بلکه با جان خود پیامبر(ص) را یاری کردم در جاهایی که شجاعان قدم هایشان می لرزید و فرار می کردند، خدا آن دلیری و مردانگی را به من عطا فرمود.( خطبه ی ۱۹۷ نهج البلاغه)
میلاد امام هادی(ع) بر پیامبر اکرم(ص) و نوه ی عزیزشان، یوسف زهرا(س)، و تمام عاشقان و محبّان این خاندان مبارک و شاد باد. ان شاالله که عیدی ما در این روز تعجیل در امر فرج فرزندشان باشد. ان شاالله که از شیعیان و منتظران راستین فرزندش باشیم.
سخنان و کلیدهای زندگی علوی، از امام هادی(ع):
√هر كه بر طریق خداپرستی محكم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبك آید، گر چه تكه تكه شود.
√فروتني در آن است كه با مردم چنان كني كه دوست داري با تو چنان باشند.
√نارضايتي پدر و مادر ، كم تواني را به دنبال دارد و آدمي را به ذلت مي كشاند.
همیشه فکر می کردم که آرزوی در رکاب مولایم بودن، فقط یک آرزوست! اما با خواندن بخشی از کتاب گفتارهای معنوی از شهید مطهری فهمیدم که یک وظیفه است و شاید انتظار واقعی هم در گروی عمل به این وظیفه باشد. آن بخش را برای شما می نویسم و امیدوارم که بتوانیم این گونه منتظر یوسف زهرا(س) باشیم:
انتظار و ظهور یعنی چه؟"افضل الاعمال انتظار الفرج" یعنی چه؟ بعضی خیال می کنند اینکه افضل اعمال انتظار فرج است، به این معناست که انتظار داشته باشیم امام زمان(عج) با عده ای که خواص اصحابشان هستند، یعنی سیصد و سیزده نفر، و عده ای غیر خواص ظهور کنند، آزادی کامل را برقرار کنند، بعد دشمنان اسلام را از روی زمین بردارند، امنیت و رفاه کامل را برقرار کنند، آزادی کامل برقرار کنند، آن وقت به ما بگویند: بفرمایید! ما انتظار چنین فرجی را داریم و می گوییم: افضل اعمال هم انتظار فرج است!
انتظار فرج داشتن، یعنی انتظار در رکاب امام بودن و جنگیدن و احیانا شهید شدن، یعنی آرزوی واقعی و حقیقی مجاهد بودن در راه حق. انتظار فرج داشتن یعنی واقعا در نیت ما این باشد که در رکاب امام زمان(عج) و در خدمت ایشان دنیا را اصلاح کنیم.
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

عرفه هم گذشت. خدایا شکر که آن دمهای آخر من را هم قبول کردی ولی حیف و صد حیف که لایق نبودم. خدایا من که ضعیف و ناتوانم تو خود لایقم کن، لایق عشق. خدایا شکرت که باز هم عرفه را به ما چشاندی. امیدوارم که هم عید عرفه و هم قربان بر شما مبارک بوده باشد و توانسته باشید عیدی خوبی کسب کنید. من در روزهای بزرگ سعی می کنم چیزهای بزرگ بخواهم هر چند که در حد من نباشد، البته دلیل هم دارد و آن رحمت و بخشندگی خداست و من هم به آن چشم امید زیادی دارم. نمی دانم شاید آدم های خوب بعد از سلامتی مولا و تعجیل در فرجشان از خدا طلب شهادت می کنند. طلب جام عشق. و خوشا به احوالشان اگر روزییشان گردد. نمی دانم شاید شهادت چند تن از سربازان سپاه اسلام آن هم در روزی که در عرفات روز عرفه است، تصادفی نباشد و شاید هم برآورده شدن حاجت و دعایی دیرینه باشد. ولی هر چه که بود سبب خیر برای همه بود. برای آنان که در حال لبخند و روسفیدی با خدای خود ملاقات می کنند که بهترین توفیق و برای جاماندگان باعث تفکر. من این عزیزان را نمی شناختم ولی وقتی دیدم که این گونه از خدای خود طلب جام می ناب عشق و لقایش را دارند، به حال خود حسرت خوردم و گفتم ای کاش من هم قابل گردم. وقتی که شهید کاظمی از دل ناله می کرد که خدایا اگر خود گناهکارم به خاطر دوستان شهیدم، شهادت را نصیبم نما، به یاد آیه ی ۲۳ سوره ی احزاب افتادم:
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن
قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
که می فرماید: بعضی مومنین به پیمان خودشان با خدا وفا کردند و در راه حق شهید شدند و بعضی دیگر انتظار می کشند که کی نوبت جانبازی آن ها برسد.

خدایا شهد شهادت را به ما هم بچشان و اگر در حد من نیست مرا به آن حد برسان.
ای غایب از نظر، نظری سوی ما فکن
آشفته بین ز غیبت روی تو، مرد و زن
پوشیده نیست حالت افکار ما ز تو
حاضر میان جمعی و غایب ز انجمن
باز هم جمعه ای در راه است با کوله بار انتظار و دلتنگی هایش. خدایا این جمعه را آخرین جمعه ی انتظار ما قرار ده. خدایا ظهور مولا و آقای ما را... .

هر شب به دل غم زده غوغای تو دارم
نقشی به دل از قامت رعنای تو دارم
غائب ز نظر باشی و در قلب هویدا
از دیده ی دل، دیده به بالای تو دارم
نادیده مجسّم شده ای در بر چشمم
آن سان که نظر بر رخ زیبای تو دارم
گر جلوه کنی، یا نکنی حکم تو باشد
اما چه کنم، میل تماشای تو دارم
ای یوسف زهرا(س) سر بازار محبت
با رشته کلافی سر سودای تو دارم
مپسند که نا دیده جمال تو بمیرم
این مسئلت از درگه والای تو دارم

سالروز وصلت فرخنده ی امام علی(ع) و ام ابیها(س) بر پیامبر اکرم(ص) و فرزند عزیزشان(عج) و شما مبارک باد. آقاجان ما عیدی می خواهیم...
شهادت جانسوز امام جواد(ع) را خدمت پدر بزرگوارشان، امام رضا(ع)، و فرزند عزیزشان، یوسف زهرا(س)، و تمام منتظرانش تسلیت می گویم.ان شاالله که از شیعیان راستین و منتظران حقیقی فرزندش باشیم.

روایات و کلیدهای زندگی با معنوییت از امام جواد(ع):
√توانگرى مومن در بى نيازى از مردم است.
√كسى كه راه ورود به كارى را نشناسد، راه برون شدن از آن درمانده اش مى كند.
√اعتماد به خدا بهاى هر چيز گرانبها است و نردبانى به سوى هر بلندايى.
√سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند ، پشميان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت كردن ، 3 - و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري.
√اصرار بر گناه آسودگي از مكر خداست و از مكر خدا آسوده نباشد جز مردمي زيانكار.
√با دلها به سوی خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است.
√سه چيز است كه بنده را به رضوان خدا مي رساند : 1 - زيادي استغفار ، 2 - نرمخويي ، 3 - صدقه بسيار دادن .
هفته ی دیگر هم بدون ظهورش شروع شد، ولی ما نا امید نخواهیم شد. این هفته را بهتر و بیشتر از همیشه به انتظارش خواهیم نشست تا شاید خداوند به حال ما رحمی نمایند و منجی ما را به یارییمان فرستند. باید انتظارمان را خالص نماییم تا ما را جز منتظرانش قرار دهند و اگر انتظار ما حقیقی و در همه حال باشد، او می آید. از امام صادق(َع) روایت شده است: هر که به ما ایمان آورد و حدیث ما را تصدیق کرد و به انتظار دوران ما نشست مانند کسی است که زیر پرچم قائم(عج) کشته شود، بلکه به خدا سوگند زیر پرچم رسول خدا(ص). خدایا انتظارش را تنها درد و غم دل ما قرار ده و توفیق انتظارش را در همه حال روزی ما گردان.

ای قلم در حرفهای من اثری(از دلربا) نیست. از آشنا برای من خبری نیست.
این جمعه هم آمد و گذشت.ای خدا،(پس چرا؟) از یوسف فاطمه(س) خبری نیست؟!
در شأن و رتبه بی همتایی، از هر زیبایی زیباتر هستی ای مولا.
چه کسی می گوید:" جدایی آدم را به درد دچار نمی کند!صبر عاشق را از دستش نمی رباید!"
ای چشمانم کماکان به را بنگر، ای چشمانم خسته نشوید(اندکی صبر سحر نزدیک است)، آفتاب روشنایی همیشه در زیر ابر پنهان نمی ماند(بالاخره آقایمان می آید).
پروانه ها سوختند( دلهایمان)، شمع ها بشکستند(دلهایمان)، از فراقت دلم خون است( ای کاش خون بود...).
قلب ها از غصه داغدار هستند( اگر قلبی مانده باشد)، ای امام زمان(عج) بیا بیا و امان بده( بیا که در هجرت بی تابیم. بیا که بی تو هیچیم. بیا بیا بیا).
اللهم عجل لولیک الفرج
یا رب
در این ایام، دل به هر بهانه و گاهی اوقات هم بدون بهانه، راهی سرزمین عاشقی می گردد. بزرگواری دیروز فرمودند:" به بهانه ی روز بیست و پنجم ذی القعده که روز گسترش زمین از کعبه است، چه زیبا و مناسب است که ما هم به فکر گسترش دل خود که جایگاه خداست، باشیم." من هم به همین خاطر شعر کعبه ی دل(از پروین اعتصامی) را برای امروز می نویسم به امید این که دلهایمان بسوزد که این خانه سوخته اش زیباتر است:
گه احرام، روز عید قربان سخن میگفت با خود کعبه، زینسان
که من، مرآت نور ذوالجلالم عروس پردهی بزم وصالم
مرا دست خلیل الله برافراشت خداوندم عزیز و نامور داشت
نباشد هیچ اندر خطهی خاک مکانی همچو من، فرخنده و پاک
چو بزم من، بساط روشنی نیست چو ملک من، سرای ایمنی نیست
بسی سرگشتهی اخلاص داریم بسی قربانیان خاص داریم
اساس کشور ارشاد، از ماست بنای شوق را، بنیاد از ماست
چراغ این همه پروانه، مائیم خداوند جهان را خانه، مائیم
پرستشگاه ماه و اختر، اینجاست حقیقت را کتاب و دفتر، اینجاست
در اینجا، بس شهان افسر نهادند بسی گردن فرازان، سر نهادند
بسی گوهر، ز بام آویختندم بسی گنجینه، در پا ریختندم
بصورت، قبلهی آزادگانیم بمعنی، حامی افتادگانیم
کتاب عشق را، جز یک ورق نیست در آن هم، نکتهای جز نام حق نیست
مقدس همتی، کاین بارگه ساخت مبارک نیتی، کاین کار پرداخت
درین درگاه، هر سنگ و گل و کاه خدا را سجده آرد، گاه و بیگاه
«انا الحق» میزنند اینجا، در و بام ستایش میکنند، اجسام و اجرام
در اینجا، عرشیان تسبیح خوانند سخن گویان معنی، بی زبانند
بلندی را، کمال از درگه ماست پر روحالامین، فرش ره ماست
در اینجا، رخصت تیغ آختن نیست کسی را دست بر کس تاختن نیست
نه دام است اندرین جانب، نه صیاد شکار آسوده است و طائر آزاد
خوش آن استاد،کاین آب و گل آمیخت خوش آن معمار، کاین طرح نکو ریخت
خوش آن درزی،که زرین جامهام دوخت خوش آن بازارگان،کاین حله بفروخت
مرا، زین حال، بس نامآوریهاست بگردون بلندم، برتریهاست
بدوخندید دل آهسته، کای دوست ز نیکان، خود پسندیدن نه نیکوست
چنان رانی سخن، زین تودهی گل که گوئی فارغی از کعبهی دل
ترا چیزی برون از آب و گل نیست مبارک کعبهای مانند دل نیست
ترا گر ساخت ابراهیم آذر مرا بفراشت دست حی داور
ترا گر آب و رنگ از خال و سنگ است مرا از پرتو جان، آب و رنگ است
ترا گر گوهر و گنجینه دادند مرا آرامگاه از سینه دادند
ترا در عیدها بوسند درگاه مرا بازست در، هرگاه و بیگاه
ترا گر بندهای بنهاد بنیاد مرا معمار هستی، کرد آباد
ترا تاج ار ز چین و کشمر آرند مرا تفسیری از هر دفتر آرند
ز دیبا، گر ترا نقش و نگاریست مرا در هر رگ، از خون جویباریست
تو جسم تیرهای، ما تابناکیم تو از خاکی و ما از جان پاکیم
ترا گر مروهای هست و صفائی مرا هم هست تدبیری و رائی
درینجا نیست شمعی جز رخ دوست وگر هست، انعکاس چهرهی اوست
ترا گر دوستدارند اختر و ماه مرا یارند عشق و حسرت و آه
ترا گر غرق در پیرایه کردند مرا با عقل و جان، همسایه کردند
درین عزلتگه شوق، آشناهاست درین گمگشته کشتی، ناخداهاست
بظاهر، ملک تن را پادشائیم بمعنی، خانهی خاص خدائیم
درینجا رمز، رمز عشق بازی است جز این نقشی، هر نقشی مجازی است
درین گرداب، قربانهاست ما را بخون آلوده، پیکانهاست ما را
تو، خون کشتگان دل ندیدی ازین دریا، بجز ساحل ندیدی
کسی کاو کعبهی دل پاک دارد کجا ز آلودگیها باک دارد
چه محرابی است از دل با صفاتر چه قندیلی است از جان روشناتر
خوش آن کو جامه از دیبای جان کرد خوش آن مرغی، کازین شاخ آشیان کرد
خوش آنکس، کز سر صدق و نیازی کند در سجدگاه دل، نمازی
امروز بیست و پنجم ذی القعده است. روزی که زمین از جانب کعبه گسترده شد و روزی که خداوند در آن به ظهور مولای ما وعده داده است. در روایات در بسیار دعا کردن برای فرج در این روز توصیه شده است و این که مومنان از غم هجرانش در این روز، غمی جان سوزی را در دل احساس می کنند.

ایّام حج برای زائران کوی دوست بهترین روزها و برای بی نصیبان از این سفر، روزگار غبطه و حسرت است. ای کاش که ما هم زائر کویش گردیم. امّا شاید کویش زیاد ز ما دور نباشد و ما ز آن غافلیم؟! بزرگان معتقدند که دل اگر ز غیر او تهی گردد، کوی او خواهد بود. خدایا دل ما را خانه ات گردان و ما را توفیق زیارت خانه ات عطا فرما. ان شاالله که در این روز که روز گسترش زمین از کعبه است، خداوند وسعتی به کعبه ی دل ما هم بخشد.

آن دوست که بر خانه ی دلها بنشیند
حیف است که بر دامن صحرا بنشیند
بنموده مسخّر دل ما را و چه خوش باد
بازآید و بر دیده ی بینا بنشیند

باز هم شب انتظار و بی تابی منتظرانش است. نمی دانم شاید هم فردا آمدید. نه نه! ای کاش فردا بیایید. اگر نیایید از کجا معلوم تا هفته ی دیگر زنده، مرده، و یا منتظر باشیم. از کجا معلوم الآن هم منتظر واقعییتان باشیم؟! اما یک چیزی را خوب می دانم که اگر منتظر راستینتان نباشیم، حداقل این آرزو را داریم که باشیم و یا اینکه اگر شیعه ی خوبی نیستیم، حداقل می دانیم که با تمام اشتباهات، حب شما را به دل داریم. آقا جانم تو خود به راه انتظارت ما را هدایت نما که به تنهایی کوچکترین قدمی هم نمی توانیم برداریم. آقایم تو انتظارمان را قبول نما که بیش از این چیزی نداریم. مولایم، ان شاالله که آخرین شب هجران و فراق شما امشب باشد. خدایا ظهورش را...
