باز هم شبهای قدر و شبهای شهادت مولایمان،یگانه برادر پیامبر(ص)، فرا رسید. شب قدر شب رهایی است.خداوند وعده فرموده اند که در این شب گناهان بندگانش را می بخشند و برنامه و راه یک سال آینده آنان را در این شب عزیز رقم خواهند زد.در روایت آمده است که اگر کسی در این شب از بند گناهانش رها نشود برای او رهایی تا سال میسر نخواهد بود مگر در عرفات.برای من که عرفات میسر نیست پس هر کار که کردنیست را باید در این شب انجام دهم.خداوند شاید این شب را در ایام پایانی ماه رمضان قرار داده اند که در روزهای ابتدایی بندگان خود را برای این شب آماده نمایند و نتیجه ی ماه مبارک شاید در شب قدر نهفته است که بهتر از هزار ماه است و خلاصه باید شب قدر را قدر دانست.

شب قدر برای تمام بندگان شب رهاییست.برای بندگان گنه کار شب رهایی و پاک شدن از گناه.شب بازگشت به خود برای رسیدن به او، اما این شب برای بهترین بندگان خدا شب وصال است.برای آنان که از دوری و هجر او در تب و تاب اند،این شب مژده ی وصل را دارد و چه قدر زیباست این وصل.امشب یک بنده ی محبوب خدا به وصل او رسید و عاشقان را در غم هجرش داغدار نمود و رفت.
خوشا که در حال مناجات با او و در سجده ی او شهد شهادت را چشیدند و چه تلخ بود فراق او برای شیعیان و اهل بیتش.خدایا این شب را برای ما هم شب رهایی قرار بدهید.
راستی چه دعا و درخواستی امشب مهمتر از همه است؟من که فکر می کنم وصل یار.
آقا جان،مولای عزیزمان،باز هم غروب جمعه و دل تنگی دیرینه از فراق شما.آقا جان عاشقان و منتظرانتان باز بی تاب عشق شما هستند وبه امید جمعه دیگر زنده.مولای بزرگوار و غریبم شرمنده ام که نتوانستم در هفته ای که گذشت زمینه ی ظهور را در حد خودم آماده کنم.از شما قوت و لیاقت می خواهم که بتوانم در این هفته تمام تلاشم را بکنم بلکه خداوند به ما ظهور شما را عنایت کنند.آقا جان شرمنده ام، عنایت نمایید تا بتوانم در این هفته حداقل یک قدم در راه ظهور شما بردارم.
روز شانزدهم ماه مبارک هم رسید و این یعنی گذشتن بیش از نیمی از ماه عاشقی و مستی، یعنی به گوش رسیدن زنگ اتمام مهمانی.خوشا به حال آنان که این زنگ را با گوش دل می شنوند و در پی استفاده هر چه بیشتر از این ماه تلاش می کنند.اما خدایا تو خوب می دانی که گوش دل من خوب نمی شنود،پس خود از در کرم و بخشش بی نهایتت من را بپذیر.خدایا تو خود در این ماه وعده ی میهمانی داده اید و فرموده اید در این ماه سفره ی جود و بخشش من رنگین تر از همیشه و برای همه گسترده است.خدایا من محو تماشای سفره زیبایت شده ام و فراموش کرده ام که باید بر سر این سفره بنشینم و روح خود را سیر نمایم.خدایا اگر تا به حال در استفاده از ماه رحمتت کوتاهی کردم برای این است که راه بهره مندی از الطافت را نمی دانم.تو خود به نادانی و نیازمندی من آگاهی، پس خود به من راه استفاده و بهره بردن از این ماه عزیز را عطا فرما و من را دست خالی از این ماه خارج ننما.
باز شب جمعه ای دگر در راه است و دل عاشقان یوسف زهرا(س) در تب و تاب.در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است که:کسی را که دوست می دارید به او بگویید که دوستش دارید.حالا من هم می خواهم بگویم که: آقاجان هر چند خیلی مواقع دل شما را به درد می آورم ولی شما را خیلی دوست دارم و از شما حب واقعیتان را تمنّا دارم تا این دوست داشتن فقط زبانی نباشد و از دل برآید.
امروز،روز میلاد عزیز و جگر گوشه پیامبر اکرم(ص)،حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) است.چه روز زیبا و شادی.امیدوارم که در این روز خودشان به همه ی ما حب واقعیشان را عنایت فرمایند و ما را هم به چشم خریداری یک نیم نگاهی کنند.
دیروز بزرگواری می گفتند:"اگر انسان کسی را دوست داشته باشد،سعی می کند خود را به او نزدیک کند.سعی می کند کارهای خوب او را انجام دهد و از هر نظر خود راشبیه او نمایید."بعد گفتند:"ما همه اهل بیت را دوست داریم اما آنهایی که آنان را بیشتر دوست دارند سعی می کنند خود را به آنها شبیه و نزدیک کنند.برای شبیه شدن باید رنگ و بویی از آنها گرفت.این رنگ و بو به وسیله عمل و رفتار کردن در مسیر و راه آنان به وجود می آید.حالا برای این که ما هم در این میلاد عزیز دست خالی نبوده باشیم،باید سعی کنیم خودمان را شبیه به امام حسن(ع)کنیم.از خصوصیات آن حضرت حسن خلق ایشان بوده است.ایشان با همه بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بوده اند.اگر ما هم دلمان بخواهد که زندگیمان حسن گونه و احسن شود،باید به سیره ی ایشان عمل کنیم و اخلاق خود را نیکو سازیم و به فرموده ی پیامبر(ص):یکی از چیزهایی که انسان با داشتنش هیچ گاه ضرر نمی کند،اخلاق نیکوست."این نکته به دل من خیلی نشست و برای همین برای شما هم نقل کردم.راستی به گفته ی آن بزرگوار برای خوش اخلاق شدن باید تمرین کرد و بدانیم هم که این تمرین، تمرین نزدیک و شبیه شدن به اهل بیت است. ان شالله که حسن خلق یکی از عیدی های ما در این روز باشد.

امشب،شب ولادت باسعادت نوه ی پیامبر(ص)،فرزند امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)،برادر امام حسین(ع) و حضرت زینب(س)،کریم اهل بیت،امام حسن مجتبی(ع) است.باید اول از همه به فرزندشان حضرت مهدی(عج) و بعد به تمام شیعیان،مسلمانان،انسان ها و تمام مخلوقات این عید عزیز و غریب را تبریک گویم.دوست نداشتم در روز عید از غربت بگم اما چه کنم که مولایمان خیلی غریبند.غربت امام(ع) در تمام دوره ها دیده می شود،حتی اکنون وشاید پر رنگ تر از همیشه.در زمان حیات آن قدر تنها بودند که مجبور به صلح شدند.قصد قیاس ندارم اما اگر به اندازه ی امام حسین(ع) یار داشتند هیچ گاه صلح را قبول نمی کردند.امام حسین(ع)خانواده ای همراه و همدل داشتند که ایشان را یاری نمودند اما امام حسن(ع) به دست همسرشان به شهادت رسیدند و بعد از شهادت پیکر مطهرشان را تیر باران کردند.و اکنون نیز همچنان در دوران غربت بسر می برند.من که واقعا در شناخت امام(ع) کوتاهی کرده ام و در جامعه هم آنچنان که در شایسته ی ایشان باشد تلاشی نشده است.ولی همه ی این حرف ها شاید یک ذره از غربت ایشان باشد و بیش از این در قدرت فهم و بیان من نیست.
در روایاتی که از ایشان دیدم،صحبت از کرم و بخشش بی نهایت ایشان به میان بود.به طوری که خودشان هم فرموده اند:"ما قبل از درخواست شما را اجابت می کنیم."در روایت خواندم که گاهی ایشان تمام دارایی موجود در خانه ی خویش را یک جا به یک فرد می بخشیدند به طوری که آن فرد بی نیاز می شد و به برکت آن سرمایه تا آخر زندگی دگر محتاج نمی شد.از دیگر خصوصیات بارز ایشان حلم و صبرشان بیان شده است به طوری که حتی با دشمنانشان هم که به ایشان توهین و جسارت می کردند از در مهربانی وارد می شدند.
آقا جان،مولای ما، هر چه ز شما سراغ گرفتیم جز از کرم و حلم شما حتی با دشمنانتان چیزی نیافتیم، پس چگونه ما که حب شما را به دل داریم،خود را شامل عنایت و کرمتان نبینیم؟؟؟
خدای مهربان و بخشنده ام، در این ماه رمضان درخواستی دارم و می دانم که از کسی درخواست دارم که هر چه هم ببخشد،از خزانه ی رحمتش کم نمی شود و برای بندگانت بیش از تصوّر و نیازشان رحمت در نظر گرفته است.خدایا من این ها را که با عقل نادانم نمی توانم بفهمم.اما از وعده های خودتان که چه بسیار داده اید،دانسته ام.خدایا روز سیزدهم ماه رمضان هم در حال غروب کردن است و با شناخت ناقصی که از تو دارم،بعید می دانم که ما را از باب مغفرتت راه نداده باشی!اما،اما من این قدر خودم را به واسطه ی اعمالم دور کرده ام که شاید سیزده روز برای پاک کردن اعمالم کم باشد.ولی خدایا به قول حضرت علی(ع):چه کسی جز تو را می توانم برای آمرزش گناهانم پیدا کنم؟!و از آن جا که "لا یمکن الفرار من حکومته"پس خدایا باز هم بر من ببخش که تو بخشنده ی مهربانی:
نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم
بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم
و خدا یا تو خود وعده دادی که هر چه قدر هم گنه کار باشید بر شما می بخشم:
قُلْ
يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ
لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ
إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
به بندگان گنه کار من بگو که از رحمت خدا نا امید
نشوند که همانا خداوند همه گناهان آنان را می بخشد
پس خدای من به من حق دهید که در این ماه مهمانی از میزبان درخواست کنم:
اللهی العفو

شنیدم در حدیث قدسی خداوند فرموده اند:
"بنده ی من،هنگامی که تو مرا می خوانی و با من مناجات می کنی
آنچنان به تو توجه می نمایم که گویا تو تنها بنده ی من هستی اما،
آن هنگام که تو به نماز می ایستی آن طور به من توجه داری که انگار
هزار خدای دگر نیز داری."
اما خداوند بنده های خوب و مخلص هم دارند که خوش به احوالشان:
اللهی سینه ای ده آتش افروز وان در آن سینه دلی وان دل همه سوز
هر ان دل را که سوزی نیست دل نیست دل افسرده غیر از آب و گل نیست
